|
در این بخش هر هفته با یکی از مشاهیر شهراصفهان بیشتر آشنا شوید ای برده امان از دل عشاق کجایی...
سکوت فرياد هزاران درد است در وسعت انتهاي دريا و تو بي انتهاترين فريادي که در سکوت من نشسته اي
عشق اقیانوس وسیعی است که دو ساحل را به یکدیگر پیوند میدهد عشق گلی است که در زمین اعتماد می روید عشق فراموش کردن خود در وجود کسی است که همیشه ودر همه حال ما را به یاد دارد
دستم بوي گل مي داد. مرا به جرم چيدن گل محکوم کردند، اما هيچکس فکر نکرد که من شايد يک گل کاشته باشم. اگه از تو ننوشتم ، فکر نکن سرم شلوغه توي زندگي يه وقتا ، تنهايي رمز عبوره اگه از چشمات گذشتم ، فکر نکن عاشق نبودم مطمئن باش توي دنيا ، دل به تو سپرده بودم . در جواني غصه خوردم هيچ کس يادم نکرد در قفس ماندم ولي صياد آزادم نکرد آتش عشقت چنان از زندگي سيرم نکرد آرزوي مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد عشق کلید شهر قلب است، به شرط آن که قفل دلت هرز نباشد که با هر کلیدی باز شود.
كسي ديگر نمي كوبد دراين خانه ي متروك وويران را كسي ديگر نمي پرسد چراتنهاي تنهايم؟؟!! ومن چون شمع مي سوزم وديگرهيچ چيزازمن نمي ماند ومن گريان ونالانم وتنهاي تنهايم..... درون كلبه ي خاموش خويش اما كسي حال ازمن غمگين نمي پرسد ومن درياي پراشكم كه طوفاني به دل دارم.... درون سينه ي پرجوش خويش اما كسي حال من تنهانمي پرسد ومن چون تك درخت زردپاييزم كه هردم بانسيمي ميشودبرگي جداازاو وديگرهيچ چيزازمن نمي ماند....... |
About![]()
با عرض سلام خدمت بازديدكنندگان
Home
|